داستان تابلوی نقش برجسته لاله آتشین

بعضی گلها آرامش میدهند و بعضی دیگر انگار میخواهند چیزی را درون آدم روشن کنند.
لاله برای من همیشه از دسته دوم بوده است.
مدتی بود به فرم لالهها نگاه میکردم؛
به ساقههای باریکشان و گلبرگهایی که در ظاهر لطیفاند، اما رنگشان میتواند تمام یک منظره را تحت تأثیر قرار دهد.
همانجا ایده این اثر شکل گرفت.
میخواستم لالهای بسازم که فقط شبیه یک گل نباشد؛
بیشتر شبیه شعلهای باشد که آرام بالا میرود.
برای همین رنگ گلها را در طیف قرمز تیره انتخاب کردم؛ رنگی گرم و عمیق که در کنار زمینه خاکی، خودش را بیشتر نشان دهد.
برگها را بلند و کشیده ساختم تا حرکت رو به بالا در تمام ترکیب ادامه پیدا کند.
نمیخواستم گلها کاملاً مرتب و ایستاده باشند.
یکی کمی به کنار خم شده، دیگری راستتر ایستاده و سومی حالتی دارد که انگار تازه در حال باز شدن است.
برای من همین تفاوتهاست که یک دسته گل را زنده میکند.
وقتی کار کامل شد، حس کردم سه گل کنار هم شبیه سه شعله کوچک هستند؛
سه شعله که به جای سوختن، میخواهند زیبایی را روشن کنند.
برای همین نام «لاله آتشی» را انتخاب کردم.
قاب سفید را هم برای همین گذاشتم که این رنگهای گرم، فضای بیشتری برای دیده شدن داشته باشند.
این اثر را ساختم برای خانهای که فقط به یک تابلوی گل احتیاج ندارد؛
به یک نقطه گرم و زنده روی دیوارش نیاز دارد.
لاله آتشی برای من یادآور این است که ظرافت و قدرت میتوانند کنار هم وجود داشته باشند؛
درست مثل یک گل ظریف با رنگی که نمیتوان از کنارش بیتفاوت گذشت.

